مشروب ریخت پیکِ ترا / داد - « کی به کی؟! » « سیگاری » تو ، قهقهه ی مضحک « نسیم » - « راستی شراره بچّشو انداخت؟! » بغض «میم»... قهوه ، کتاب فلسفی و عطر خارجی و جزوه های درسی سردرد آورش آن گوشه «آمنه» به جهان فکر می کند «احمد» به شکل رابطه با دوست دخترش! بوی عرق ، صدای بم ضبط در اطاق افعال گیج منشعب از خورد و کرد و داد - « مهری میگن که پرده شو دوخته؟! »
+
نوشته شده در Mon 20 Aug 2007ساعت 7:1 AM توسط نیما
|

سلام
اندکی صبر داشته باش اینجا پر خواهد بود از حرفهایی که طعم گس خرمالو می دهد !
+
نوشته شده در Fri 17 Aug 2007ساعت 6:48 AM توسط نیما
|
