این شعر رو خیلی دوست دارم . شاید دلیل دوست داشتنش هم به حال و هوای روز های خاصی بر می گرده :
دنيای من که بزرگتر می شود
تو تحليل می روی
کوچک نه
کوچک تر ، خُرد ، ريز ،
حجم های بيهوده
رنگ های عبث ، محو
و دنيای من بزرگتر می شود .
اندوه ِ من ،
پاشيدن ِ حجم های بيهوده
و شاديم
شکل گرفتن ِ هستی که به حال پيوند می خورد .
دور نه ،
به پايين که می نگرم
بادکنک های ترکيده و مچاله
ساز پاييز را کوک می کنند و
دنيای من ، بزرگ و بزرگ تر می شود .
+
نوشته شده در Sun 13 Jan 2008ساعت 7:26 AM توسط نیما
|
