شاید شما هم مثل من در سی امین جشن انقلاب به اندازه ای به فکر فرو رفته باشید ! شاید با خود به شعارهای استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی فکر کرده باشید ! مهم نیست که چه ها در این سالها کشیده ایم ! چون بالاخره انقلاب است دیگه ، کدوم انقلاب دنیا رو می شناسید که بدون سختی بوده باشه ، رفرم که نیست خب انقلاب است ! انقلاب با سختی همراه است و البته به مقدار خیلی زیادی حماقت ، که ما هردوی اینها را در منتهای خود چشیده ایم ... ولی افسوس که حتی همین یک شعار هم به تحقق نپیوسته است ! کشوری که همیشه به رابطه کشورهای همیشه دشمن مثل روسیه و انگلیس امیدوار است و هماره با باجدهی به این دو انتظار دریافت کمک از آنها دارد رویای که هیچوقت به تحقق نپیوست ! ( تازه کار از این حرفها هم گذشته حتی هوگو چاوز جان هم بعد از کلی باجگیری به ما یک هواپیمای دست دوم ایرباس هم نمی ده !) چگونه می توان توی این دنیای قدرت که کشورها به دو دسته تقسیم می شوند کشورهای صنعتی قدرتمند که هشت کشور هستند و بقیه کشورها فاقد قدرت هستند ! در واقع پارادایم قدرت دو قطب پیدا کرده یا کشورهای قدرتمند یا وابسته ! و قطعا همه قبول داریم که کشور ما قدرتمند نیست چون صنعتی نیست پس باید وابسته باشیم ... این یعنی استقلال به ... و اما آزادی هم با زندانهایی پر از زندانی های سیاسی و قتلهای سازماندهی شده ، اعدام های پیاپی ، اختناق شدید در دانشگاه و ... را تحقق بخشیدند .. این یعنی آزادی به ... . و جمهوری اسلامی ... الحق این یکی که خیلی چنگی به دل می زنه مثل دانشگاه آزاد اسلامی ، پیوند حوزه ودانشگاه ، دمکراسی اسلامی ، مردم سالاری دینی ؛ جمع اضداد است ! یعنی نه جمهوری با اسلامگرایی جمع می شود و نه حوزه و دانشگاه ! اگر مفهوم اسلام محدودیت های شدید برای آزادی اندیشه است ! اگر معنی جمهوری هم رد صلاحیت گسترده به اتهام عدم التزام عملی به اسلام باشد ! باید فریاد وا اسلاما سر داد که ای داد بیداد اسلام هم قطبی شد ! و بدعت ها وارد اسلام شد که هرکی با ما نیست حتما مسلمان هم نیست ! التزام عملی به اسلام یعنی آنکه رایحه خوش خدمت ! را از شش های کثیفت استنشاقق کرده باشی وگرنه ... یعتی جمهوری اسلامی هم به ... ! خب اگر از این حرف و حدیث های سیاسی بگذریم ! همیشه فکر می کردم که هرکسی که به جز احمدی نژاد سکان هدایت ریاست جمهوری را بر عهده می گرفت اوضاع به مراتب بهتر بود تا اینکه با سلسله مراتب نیازهای مازلو آشنا شدم : مازلو می گه که انسانها نیازهاسون بر روی هرم قرار می گیره ، که سطح بندی شده ، پنج سطح برای اون در نظر گرفته ، سطح اول : نیازهای زیستی ، شامل نیاز به در دسترس بودن خورد و خراک و پوشاک مطلوب ؛ مسکن و قطعا نیازهای جنسی ! سطح دوم : نیاز به امنیت : نیاز به احساس امنیت ، اینکه مطمئن باشیم خودمان و خانواده و سرمایه مان در جای امنی قرار دارد سطح سوم : نیاز به تعلق : نیاز به دوست داشتن و مورد علاقه قرار گرفتن سطح چهارم : نیاز به احترام : احترام به خود و دیگران و قوانین ! سطح پنجم : نیاز به خودشکوفایی : در این مرحله به منتهای معنای انسانیت می توان رسید این مرحله منجر به شکوفایی استعداد شخصی در نتیجه شکوفایی جامعه می گردد . مازلو می گوید باید هر سطح را کامل درک کرد بعد به سطح بعد رفت( اصل ارضا و پیشرفت ) ؛ در صورت عدم تحقق این شرط حتما به عقب بر می گردیم ( اصل ناکامی و بازگشت ) ! شاید بی انصاف ترین مورخان هم همگی بر این باورند که مردم ایران تا قبل از انقلاب به سطح سوم حداقل ارضا و پیشرفت کرده بودند ! عبور از سطح چهارم بدلیل مشکلات فرهنگی بسیار سخت به نظر می رسید ، شاه نتوانست از این سطح به درستی عبور کند و انوقت وارد سطح پنجم شد ! ناچارا جامعه به عقب بازگشت ! انقلاب شد ! ولی حاکمان حکومت به مراتب آگاهتر و باهوشتر از شاه هستند ! اجازه عبور مردم از سطح اول را نمی دهند که به نیازهای بالاتر برسند که منجر به رفرم یا انقلاب بشود ! به همین خاطر با سعی در تضعیف وضع اقتصادی مردم آنها را رد سطح اول نگه می دارند با جلوگیری از برآورده شدن نیازهای جنسی جلوی پیشرفت آنها را می گیرند ... همه و همه اینها باقی ماندن بر حکومت آنها را تضمین می کند ، اگر چه به قیمت نابود شدن نام ایران و ایرانی باشد ! شاید بهترین مجری این طرح احمدی نژاد بوده است ! دهه فجر انسان را به تفکر وا میدارد ! گاهی کمی تفکر لازم است !
+
نوشته شده در Mon 11 Feb 2008ساعت 10:11 PM توسط نیما
|
