بهانه نوشتن این پست خوندن این شعار یکی از بانکهای خصوصی
بود که اخیرا با این شعار اقدام به تبلیغ برای جذب پول های مردم با سود خیلی
بالاتر از حد متعارف هست ! به اینکه آیا جمع کردن پول های مردم خوب هست یا بد ،
کاری ندارم ! ولی سر این لغت بانکداری اسلامی و نجات اقتصاد خیلی حساس هستم ! کافیه یک مقدار ، حتی خیلی کم سرت توی حساب کتاب باشه و یا
یک بار وام گرفته باشی ، اگر هم این کار رو هم نکرده باشی ، حتما که پولت رو توی
بانک گذاشتی ! خب بالاخره ناچارا وارد این چرخه دروغ شدی ! نمی دونم چرا ما
مسلمونها (بیشتر از بقیه ادیان ) اصرار داریم حتما دروغ بگیم ! ما از نژاد زرتشت
هستیم که شعارش کردار نیک گفتار نیک پندار نیک بوده مگر زرتشت نگفته جز راستی هیچ
چیز نباید گفت ! حال کار ما به کجا رسیده که دروغ همه زندگیمون شده ! بانکداری اسلامی
دقیقا معادل بانکداری با روش دروغ پردازی و دروغ گویی است ! فرض کنیم می خواهید بخاطر یک گرفتاری که داری مثلا برای
خرید جهیزیه یا هر گرفتاری دیگه یا فرض کن واقعا بطور صحیح وارد چرخه صنعت شدی ولی
از اونجایی که بدلیل همین بانکداری صنعت ما بیمار شده پول کم آوردی می خوای وام
بگیری ، اولین مرحلش اینه که باید بری یک سری فاکتور درست کنی یا جعل کنی یا یک
دروغ بگی یک سری فاکتور درست کنی ، و بری بانک بگی که برای افزایش تولید وام می
خوای ! هم اون رییس بانک می دونه که تو داری دروغ می گی هم خودت ، قطعا اگر به خدا
اعتقاد داشته باشی اونکه علم مطلق هست ، اونهم می دونه ! همه این وسط می دونن که
تو داری دروغ می گی ! بعد کلی بدو بدو ! یک برگه می ذارن جلوت می گن امضا کن ، که
توش تعهد می کنی که سرمایه گذاریت حداقل پنجاه درصد سود داره ! این هم باز یک دروغ
! از این پنجاه درصد چهارده یا دوازده یا هرچقدرش رو تضمین می کنی که سهم بانک هست
بقیه سودش هم مال خودت میشه ! اینجا دقیقا همونجایی هست که از نظر من اسمش رباست !
اینجا همونجایی هست که بانکداری اسلامی یعنی نکبت ! ولی خب توی این قرارداد که
برحسب اتفاق خیلی هم ریز تایپ شده که قطعا هم مصلحتی هست ، هزار تا تبصره داره که
اگر پول را ندی چه می کنیم و ... تو هم چون عجله داری سریع یک امضا می زنی پای اون
برگه و بالاخره وامی که پایه اساسش دروغ بوده رو می گیری ! ولی من یک سوال دارم
اگر واقعا سود دهی سرمایه گذاری توی ایران پنجاه درصد بود ؛ وضع ما اینطوری بود!
نتیجش اینه که از قبل گرفتارتر و بدبخت تر می شی ! حالا اونور قضیه رو هم ببینیم : دوباره وارد همون بانک میشی ، می خوای یک مقدار پولی که پس
انداز کردی رو بگذاری بانک ! دونوع گزینه برای انتخب داری : اولیش اینه که بیای توی یک کار خیر سهیم بشی ، دومیش هم
اینه که پولت رو توی یک کار سودده سرمایه گذاری کنی و سود(ربا) بگیری ! اول راه اول رو بررسی می کنیم ، اسمش رو می گند قرض الحسنه
، مصداق آیش هم می گند که اگر بخدا یک قرض حسنه بدی چه و چه می شه ! این وسط توی
بانکداری اسلامی یک لغت گم شده ، اونهم خداست ! اگر بخدا قرض دادی پس نباید توقع
برنده شدن مزدا3 رو داشته باشی ، نباید بعد از قرعه کشی پولت رو در بیاری ، اصلا
هیچ وقت نباید در بیاری ، چون با خدا معامله کردی ! حالا اونور قضیه : کدوم بد بخت
بیچاره ای رو دیدین که از بانک بدلیل نیاز مالی وام گرفته باشه ! خب توی اینجا دو
تا دروغ بزرگ رد و بدل شد یک من مشتری و دومیش هم بانکدار ! حالا نوبت راه دوم هست : بانک پولهایی که توی حساب سرمایه
گذاری گذاشتیم رو برمیداره دوباره بهمون آدم هایی که در بالا بحث شد میده ، بازهم
اینجا دروغ بزرگی رد وبدل می شه اضافا بر این که سودی که تو می گیری صاحب اصلیش
اصلا راضی نیست ! پس پول تو هم حرامه ! به این می گند سیستم ربا خواری دولتی ! حالا بانکهای خصوصی که رسما رباخواری می کنند بماند که وام
خرید خودرو یا جهیزیه رو به چه نحو می تونند توجیه کنند وافعا برای من علامت سواله
!؟ لابد می گین که خب خارج از کشور هم همینطوره و تو همش می
خوای ایران و اسلام رو بکوبی و ... ! ولی اینطور نیست این سیستم بانکداری اسلامی
منحصر به ایران هست . برای اینکه بهتر وارد بحث بشیم چند مثال می زنم : ۱- آقای X را در نظر بگیرید که سر بازار
ایستاده یک آقای کت و شلواری و مرتب میاد میگه بیا این بارهای من رو ببر در خونمون
، منم بهت هزار تومان میدم و این آقای x این کار رو انجام میده و هزار تومان می گیره ۲- همین آقای کت و شلواری حالا توی یک
باتلاق گیر کرده و واقعا گرفتاره میاد می گه آقای x به من کمک کن ، x می گه اول پنج هزار تومان بده بعدا دستت رو می
گیرم ! تفاوت حالت اول و دوم در چیه ؟ اولی کار انجام داده و پول
گرفته دومی هم همینطور ! ولی همه ما بر حسب انسانیتمون یک فطرت مشترک داریم و همگی
می گیم دومی کار خیلی زشتی کرده ! وقتی یکی پای مرگ و زندگیش در میونه ازش طلب پول
کرده ! هممون هم اتفاق نظر داریم ! حالا همون آقای x می تونه اون هزارتومنش رو
بره سر کوچه برای خودش خرید کنه یا می تونه پس اندازش کنه یا می تونه بگذاره بانک
و سودش رو بگیره ، این کار آقای x هیچ ایرادی نداره چون حاصل کار هست ! درآمد حاصل
از خواباندن پول در بانک نتیجه کار هست ! دقیقا مشابه حقوقی که شما می گیرید ! پس
این بهره ای که آقای x
برد مشروع هست ! حالا موضوع بانکداری اسلامی همین است ، در بانکداری اسلامی
چون عادت کردیم به فربه پروری پولی وارد کار نمی شود بلکه این پول است که جابجا می
شود فقط چون سود علی الحساب می دهیم حلال است ! خیلی بد و زشت هست که با دین خدا
به این حو بازی کنیم و دین را لوث کنیم ! تعریف ربا معادل نیت عمل و نتیجه کار است ! نه علی الحساب
یا هزارتا دروغ دیگه ! اینطوری هست که بانک های خارجی روز به روز با گردش در آوردن
پول سرمایه گذاران پولدارتر و ما روز به روز ور شکسته تر می شیم ! بعضی وقت ها فکر می کنم اگر اسلام رو از اقتصاد و سیاست
بگیریم وضعمون خیلی بهتر میشه ، چون دیگه مجبور نیستیم به هم دیگه دروغ بگیم ... !
+
نوشته شده در Sun 25 Nov 2007ساعت 10:35 AM توسط نیما
|
